خرید بک لینک

روى قبر پارچه سبزى كشیده بودند و كنارش پر بود از مهر و مفاتیح. از عراقى ها جریانش را پرسیدیم.

گفتند: «شب ها مى دیدیم این جا روى خاكریز، شمع روشن است.

فكر كردیم عشایر آن سمت روشن كرده اند. آنها هم فكر مى كردند ما روشن كرده ایم.

چند وقت بعد ازشان پرسیدیم: شما شب ها آنجا چه مى كنید؟ گفتند: ما هم فكر مى كردیم

شما شمع روشن كرده اید! با هم رفتیم روى خاكریز، پیكر یك شهید ایرانى بود.

كارت شناسایى هم داشت: «سید طعمه یاسرى، از اهواز» همین جا دفنش كردیم

و مى آییم ازش حاجتمان را مى گیریم و مى رویم.»

برچسب: نویسنده: defaemoghadas تاريخ: دوشنبه 05 اسفند 1392 ساعت: 15:34

صفحه بندی