خرید بک لینک

یك تانك افتاده بود دنبالش.

معلوم نبود چطوری آن جلو مانده؛

آر پی چی زن ها را صدا زدند.

آنقدر شلیك كردند كه تانك منفجر شد.

پسر كه به خاكریز رسید، پرسیدیم كجا بودی؟

گفت: «دیشب كه رفتیم جلو، خوابم برده بود. تقصیر مادرمه؛ از بس به ما زور می كرد سرشب بخوابیم، بد عادت شدیم.»

برچسب: نویسنده: defaemoghadas تاريخ: پنجشنبه 08 اسفند 1392 ساعت: 17:08

صفحه بندی